تبلیغات
فعلا بی عنوان
فعلا بی عنوان
جنگ ... جنگ ... تا پیروزی

جاتون خالی امروز از رو دنده ی ادبیات پا شدم

همون اول صبح یه شعر از سهراب قرقره کردم و بعد صبحانه

بعدش یادم اومد امروز تعطیلیم پس گفتم این حس رو به شما دوستای گل هم منتقل کنم!

باسه همین یه شعر از یه شاعر گمنام باستون گذاشتم که بهش فکر کنین و حالشو ببرن:

 

زندگی در پس این بازی هاست

گول بازی نخورید

این فقط یک آغاز

زندگی بی پایان

زندگی پر راز است

وقت رفتن دریاست

تا مگر اندیشه همه مهجور به بازی نشود

راز این بودن را که بباید جستن

راز آن شاید عشق شایدم گم نامی

شایدم عشق سپس گم نامی





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 مهر 1389 توسط محمد قاسمی احمدی
درباره وبلاگ

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

موضوعات

نظر سنجی

پیوند ها

لینكستان

آمار سایت


ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ